نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





دل شکسته


[+] نوشته شده توسط amir_ali در 23:01 | ارسال نظر(5) |







رمان لحظه هایه دلواپسی قسمت 2

سلام !

 

اینم از قسمت دوم رمان لحظه هایه دلواپسی !

 

اومیدوارم خوشتون اومده باشه تا اینجا !

 

یه نظر هم بزار منم بیام بهت سر بزنم میای میری بدونه نظر !!!!!!!

 

با تشکر !

 


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط amir_ali در 15:04 | ارسال نظر(3) |







رمان لحظه های دلواپسی،قسمت اول

آرامسلام دوستان من امیر علی نویسنده جدید وبلاگ !!!

میخوام براتون یه رمان قشنگ بزارم اومیدوارم خوشتون بیاد !!

نظر هم یادتون نره ممنون میشم !

 

خلاصه :       

 

 

پارسا پسر عمو و البته پسر خاله ی پروا بعد از سالها از خارج به ایران باز میگرده . او با وجود جوان بودن بک جراح زیر دست و موفقه . پروا در رشته ی پرستاری به تازگی فارغ التحصیل شده و مشغول به کار در بیمارستانه و از قضا در همون دیدار اول دلخوری کوچیکی بین این دو نفر پیش میاد و همین باعث میشه پروا حسابی حرص بخوره و بخواد تلافی کنه .....

رمانش هم طنزه هم کل کل داره و هم عاشقانه است 

و اخرشم خوب تموم میشه ...

 

نویسنده : مریم  

 

نظررررررررررررررررررررررر!!!!

 

برای خواندن رمان بر رویه ادامه مطلب کیلید کنید !                                                 


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط amir_ali در 19:13 | ارسال نظر(1) |







مطلب ارسالی ازAMIR_ALi

 همیشه میترسیدم تو را از دست بدهم ، همیشه میترسیدم رهایم کنی ،مرا تنها بگذاری

اما…. تو آنقدر خوبی، که به عشق و دوست داشتن وفاداری

که حتی یک لحظه نیز فکر نبودنت را نمیکنم

همین مرا خوشحال میکند ، همین مرا به عشق همیشه داشتنت امیدوارم میکند


[+] نوشته شده توسط AMIR_ALi در 05:54 | ارسال نظر(2) |







بغض

سراپا بغضم


کسی را فراموش نکردم


اما...


خودم فراموش شدم


ناله هایم تلخ است 


بغض تنهایی من را تو نخواهی فهمید


[+] نوشته شده توسط topolmopol18 در 05:19 | ارسال نظر(0) |







خیلی تنهام

خیلی تنهام

خیلی وقته که دلم میخواد پیش خدا برم

از زمین دل کندم و اون بالا بالاها برم

آخه اینجا هیچ کسی عاشق آدم نمیشه

اگه هم عاشق بشه لایق آدم نمیشه

یکی عاشقت میشه میگه که خیلی با حالی

آخر کارش میفهمی عمریه سر کاری


[+] نوشته شده توسط topolmopol18 در 00:04 | ارسال نظر(2) |







واسه توهه

 

 


[+] نوشته شده توسط topolmopol18 در 18:16 | ارسال نظر(0) |







حرفای شایان کوچولو


[+] نوشته شده توسط topolmopol18 در 18:13 | ارسال نظر(1) |







نامردی

در این بازار نامردی به دنبال چه می گردی؟ .....


نمی یابی نشان هرگز تو از عشق و جوانمردی ......


برو بگذر از این بازار ، از این مستی و طنازی .....


اگر چون کوه هم باشی در این دنیا تو می بازی


[+] نوشته شده توسط topolmopol18 در 17:55 | ارسال نظر(1) |







ماه مبارک رمضان بر همگی مسلمانان مبارک باد

قرار داشتیم به قرب الهی برسیم نه به دختر پسرای تو خیابون و دانشگاه و سایت

قرار بود جانشین خدا "خلیفه الله" باشیم نه جانشین شیطان

قرار بود برای خدا عبادت کنیم نه برای شیطان تبلیغ!

مراقب باش خوبی تو طناب شیطان نشه و به گردن کسی نیوفته!

قرار بود سیرت زیبا داشته باشیم نه به دنبال صورت زیبا باشیم!

به خودمون بیایم!

کسی از آسمون نمیاد مارو بگیره و بذاره توی صراط مستقیم..

خودمون باید رو به خدا حرکت کنیم!

پس رو به راه باش نه رو به بیراه...!


[+] نوشته شده توسط topolmopol18 در 20:50 | ارسال نظر(39) |



صفحه قبل123...6صفحه بعد

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران